Next Chapter

توی پرواز لوفتانزا نشسته م و دارم بیرون هواپیما رو نگاه می کنم. منتظر پریدن هواپیما هستم و به این فکر می کنم که بالاخره لحظه ای که مدتها توی ذهنم تصورش رو کرده بودم رسیده. شاید کمتر لحظه ای توی زندگی بوده باشه که به این اندازه توی ذهنم سعی کرده ام تجسم کنم و حدس بزنم چه حسی خواهم داشت. ولی به هر حال رسیده و اینجاست، درست همینجا مقابل چشمانم ولی البته نه اونقدر دراماتیک که تصور می کردم. خیلی معمولی تر! شاید دلیلش خستگی مفرط استرسهای روحی و فیزیکی دوماه اخیر باشه که رمقی برای دراماتایز کردن و خیالپردازی نذاشته، شاید هم واقعا همین قدر معمولی باید می بود که الان هست. ولی هرچه هست بازهم حس متفاوتی نسبت به همه پروازهایی که در این ده سال به ایران داشته م دارم. این چند خط رو علی الحساب نوشتم یادگاری برای خودم. خدایا به امید خودت.....

/ 2 نظر / 1167 بازدید
یاشار

سلام دوست عزیز از آن جا که در به در دنبال اپلای هستم و دوست دارم شرایط زندگی دانشجویی و احیانا پسا دانشجویی(!) رو به طور ملموسی درک کنم, حاصل جستجو هام در گوگل وبلاگ وزین شما از آب در آمد و انصافا باید بگم قلم شیوایی دارید و مضاف بر مطالب عمومی که درباره ی زندگی روزمره می نویسید از تحلیل های اقتصادی حضرتعالی نیز بسیار لذت می برم. من هم مثل شما کارشناسیم رو با مهندسی مکانیک شروع کردم و برای ارشد رشته مدیریت صنعتی دانشگاه تهران رو انتخاب کردم, میخواستم از زبان شما بیش تر درباره ی hot topic ها challenge ها و آینده پژوهشی و شغلی مدیریت صنعتی بشنوم, برام زاویه دید شما به این موضوع خیلی جالب خواهد بود, چون من کم و بیش پیگیر موضوعات مالی داخل کشور بودم ولی مطالبی که شما مرقون فرموده اید نشان میده ما در خواب زمستانی به سر میبریم و نظام تحقیق و پژوهش در دانشگاه های ما به بیماری و اون هم از نوع سرطان مبتلاست! و علاوه بر اون خود من نیز به عنوان یک مهندس کم تجربه در صنعت خموده داخلی در قیاس جهانی مثل ماهی در تنگ آبم و هیچ ایده ی روشنی (در مقام مقایسه با چالش ها و حوزه ی فعالیت یک مهندسی مکانیک) در باره ی جایگاه این رشته

یاشار

ندارم. با سپاس و تشکر از مطالب بسیار زیبای شما