Landing on the Land of Opportunities (and Threats!)..1

صبح خیلی زود ار خونه پوریا زدم بیرون. ساعت 9 از بلژیک برای پاریس بلیط داشتم. با هزار نذر و نیاز اتوبوس به موقع گیر اومد و رفتم ایستگاه ماستریخت و بعد هم بلژیک. بلیط قطار تالیس داشتم. دوستان اروپایی می دونن که سفر با قطارای سریع فرانسه و آلمان جذابیت خاص خودشو داره و صنعت قطارهای سریع جزو معدود صنایعی هست که آلمان فرانسه و ژاپن از آمریکا بهتر کار کردن. به خصوص وقتی قطار از کنار اتوبان رد می شه و می بینی ماشینا رو که با سرعت شرم آوری از قطار جا می مونن. بالاخره بعد از اینکه شونصد بار پرنسل آمریکن ایرلانز کیف و کفش و .... رو گشتن سوار هواپیما شدم. اولین چیزی که گفتم با خودم چند تا فحش آبدار به آمریکا و سایر ایادی استکبار (!) بود که با این تحریم هوایی پدر ما رو در آوردن و هر وقت سوار ایران ایر می شیم جد و آبائمون میاد جلوی چشممون تا پامون به یه جای سفت برسه. هواپیما خیلی خیلی تمیز بود. هشت ساعت پرواز خیلی زود گذشت و هواپیما کم کم داشت ارتفاع کم می کرد. اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد قبل از نشستن، پل بروکلین بود. انگار که تمدن سرمایه داری می خواد از همون بالا قبل اینکه بشینی ازت زهر چشم بگیره. از همون بدو ورود آدم معنی واژه American Size رو می فهمه! از پل بروکلین و فرودگاه John F. Kennedy بگیر و بیا تا دور کمر آقایون و خانوما و ماشینهای ون GM که غیر از خود آمریکا فقط عربای خلیج باهاش حال می کنن. فرودگاه JFK واقعا غوله! اصلا قابل مقایسه با Schiphol Amsterdam و شارل دوگل پاریس نیست. از باب تقریب ذهن عرض می کنم: اگه کل فرودگاه مهرآباد رو بگیریم به اندازه یک ترمینال فرودگاه امام، می شه کل فرودگاه امام رو گرفت یه ترمینال Schiphol و کل Schiphol میشه یه ترمینال JFK. چند تا نکته از همون بدو ورود توجهم رو جلب کرد: اول تفاوت برخورد آمریکایی ها و اروپایی ها که نیاز به توضیح نیست. توی نیویورک انگار که هیچ کس نیویورک رو مال خودش نمی دونه اما توی پاریس، همه فرانسویها پاریش رو مال خودشون می دونن. دوم تعداد بسیار بسیار بالای سیاه پوستاست که برای من که توی ماستریخت که یه شهر Pure Dutch هست خیلی تو چشمه. اما مهمتر از تعدادشون، خط تمایز نامرئی هست که بین سیاه پوستا و سفید پوستا هست. به عنوان نمونه، اینهم سال از پایان برده داری توی آمریکا می گذره و هنوز که هنوزه تعداد افرادی که از امتزاج سیاه و سفید بوجود اومدن خیلی کمه. می خوام بگم که گویا هنوز که هنوزه کبوتر با کبوتر باز با باز.... در همین راستا، عادتای خاص رفتاری سیاه پوستاس که شاید به این وسیله خودشونو از سفیدا متمایز می کنن. به خصوص علاقه به موسیقی های خاص خودشون. یه نکته قابل ذکر دیگه علاقه دخترای سیاه پوست به پسرای سفید پوسته (این یکی رو نپرسید از کجا فهمیده!) دلیلش هم حداقل برای دوستان اقتصاددان که عرضه و تقاضا می فهمن روشنه. اصولا پسرای سفیدپوست علاقه دارن با یه دختر سفید بپرن. از طرف دیگه دخترای سفید گاهی بدشون نمیاد که سراغ پسرای سیاه برن. اینه که تقاضا برای پسرای سیاه بیش از تقاضا برای دخترای سیاهه و خلاصه مارکت Matchmaking برای سیاها درست کار نمیکنه. ان شا الله در آینده ادامه مطلب رو می نویسم.

/ 8 نظر / 94 بازدید
محمد

سلام دوست عزيز اينطور که مي بينم توي ويلاگت تبليغي نذاشتي اين خيلي بده چون به اين صورت استفاده از زحماتت نمي کني شايد اصلا قصدت از زدن وبلاگ سود نبوده مثه من و خیلی های دیگه . ولي حالا که ميشه چرا سود نکني منم تا چند وقت پيش در وبلاگم تبليغات نميزاشتم ولي الان فهميدم که اشتباهي کردم مي تونستم تا الان خيلي سود کنم ولي به اين نتيجه رسيدم که هيچ وقت دير نيست و در اين سايت عضو شدم سيستم سايت به گونه اي هست که شما برو روي وبلاگت تبليغات اونها رو مي زاري و اونا در عوض هر کليکي که بر روي تبليغات از سوي بازديدکنندگان بشه به شا پول مي دن تازه هر کس رو هم معرفي کني به سايت ( يعني همين کار يکه من دارم مي کنم البته اگر شما افتخار بدين) باز يک پولي هم اونجوري مي گيري البته این سایت هم معتبره و هم نسبت به سایت های دیگه ی کسب درآمد بیشتر پول میده پس عجله کن براي ثبت نام روي وبسايت کليک کن به وسيله اين ليتک هم مي توني ثبت نام کني http://www.oxinads.com/index.php? a=1935

میرزا

سلام علی آقای آبراهام نژاد! ... 1- زیارت لندز آو آپورچونیتیز (به قول امیر خانی)را از طرف تمام دوستان آمریکا ندیده به شما تبریک میگم! 2- درسته آدمیزاد در برخورد با هر تمدن جدیدی تا حد زیادی جوگیر میشه اما رسمش نبود پاریس ما رو قربونی کنی! هر چی باشه از ده ماستریخت که بهتره! 3- بی تعارف استعداد خوبی تو وبلاگ نویسی داری. مواظب باش مثل بعضی دوستان یه وقت وب لاگ بازی شما رو از فواید تجربیات میدانی محروم نکنه! البته بعدا شفاهی برامون تعریف کن!

جواد

زیارت قبول باشه علی آقا آقا تراوشات نگارشی آینه تراوشات ذهنی است! برای رد گم کردن اول دو تا مطلب از بازار فاینانس وال استریت می نوشتی بعد به بواطن منهتن می رسیدی! ولی فکر نکنم این همه اطلاعات از مارکت ازدواج سیاه و سفید آنجا یک شبه به دست اومده باشه! دانش انباشت شده ماستریخت برای فهم دقیق تر مکانیزم های بازار ازدواج آنجا فکر کنم موثر بوده!! در هر صورت فکر کنم قریحه نوشتاری ایت داره شکوفا می شه و شاید رمام نویس شدی بعد زیارت لنگه دنیا تا فاینانس کار التماس دعا!

علی

سلام علی اقا نگفته بودی که می خواهی بری یو اس آ ها! دیگه الان شما بیشتر تبرکی تا ما که رفتیم مکه :) :) خوش بگذره حتما یکی دو هفته دیگه هم از هاوایی که رفتی چند تا عکس بفرست موفق باشی

آرش

سلام دوستان اقتصاددان عرضه و تقاضا می فهمن اما دوستان مالی علاقه دخترای سیاه پوست به پسرای سفید پوست رو.

مصطفی

بازم سلام و زیارت قبول اگه دستت به ... رسید ما را هم دعا کن! [چشمک] خیلی خوب نوشتی. از امروز هر روز منتظر من باش میام بهت سر می زنم. راستی اگه هم تونستی تو حوزه فاینانس هم مطلب بنویس که ما هم استفاده کنیم ارادتمند...

سعید

سلام علی جان بهت تبریک میگم که شروع به نوشتن کردی انصافا هم خوب مینویسی و وبلاگت میتونه موفق باشه ... من هر روز چک میکنم خانه را چه کار کردی؟ ردیف شد؟

مصطفی فرهاد

حاجی اینجا بالاخره اینترنت وصل شد... راستی تازه فهمیدم چرا روز آخر آمدی پشت ساختمان خداحافظی کردی.... داشتی می رفتی ما دوزاریمون تا خورده ولی بالاخره افتاد. بووووووووق. حاجی زیارت وال استریت قبول باشه ... [نیشخند]