The Cat Outdoor

آقا بدبختی ما با سگ و گربه ها تمومی نداره انگاری!! عجب گیری افتادیم خدا وکیلی!! حالا باید تا آخر عمرمون جور عذاب وجدان و بار گناه قتل نفس رو هم تحمل کنیم و تو کابوسامون گربه سیاه ببینیم که نشسته پشت فرمون کامیون و پاشو گذاشته روی تخته گاز تا بزنه ما رو له کنه و دندونش داره برق میزنه....

ماجرا از این قراره که خیلی از مواقع, ما که خسته و کوفته از دانشگاه برمیگردیم, عوض حوریان سپیدچهره و سیه چشم, سگ و گربه سیه چهره و سپید چشم به استقبالمون میان! خیلی وقتا تا درو باز می کنم گربه حاجیه خانوم صاحبخونه از لای در می زنه بیرون تا یه هوایی عوض کنه و بعد از یه مدتی برمی گرده خونه. چندی قبل حدودای 11 شب که قرار بود با یکی از دوستانم برم بیرون (که بشینیم راجع به تکالیف درسی و این حرفا گپ بزنیم!!!) به محض اینکه درو باز کردم آقا گربهه فلنگو بست و از خونه زد بیرون. حالا من بدو گربه بدو..... آقا ما هرکاری کردیم با تطمیع و تهدید و التماس به فارسی و انگلیش اثر نکرد و این موجود زبون نفهم نیومد تو. همونجا یاد این فیلم Meet the Parents افتادم که آقا دوماد از گربه پدرزنش تنفر داشت و آخرش هم گربهه رو به فنا داد و گم و گور کرد!

خلاصه اینکه ما دیگه بی خیال گربهه شدیم و رفتیم پیش رفیقمون (که در مورد تکالیف درسی و این حرفا صحبت کنیم....) تا دو سه روز از جناب گربه خبری نرسید تا اینکه یه شب حاجیه خانوم با قیافه دختر 14 ساله ای که دوست پسرش ترکش کرده اومد خونه. منم سر صحبتو باهاش باز کردم و کاشف به عمل اومد که یکی از دوستاش که داشته از خیابون رد می شده گربه اتوشده ایشونو کنار خیابون دیده.

حالا ما موندیم که الان باید احساس وجدان درد کنیم یا خوشحال از خلاصی از شر گربه سگ خروسهای بالقوه آینده! حکایت ما با این جماعت تمومی نداره گویا.....

/ 3 نظر / 54 بازدید
علی محمدی

یه چیزی بگم! یه شب خواب دیدم دارم میرم تو یه بازارچه یه در باز میشه و یه گربه گردن قیمت ازتوش فرار میکنه، یه بچه هم سعی داشت اونو بگیره،گربه داشت از بازارچه خارج میشد منم سعی کردم اونو بگیرم، گرفتمش،همین جور داشت رو دستام پنجول میکشید،منم پرتش کردم تو بازارچه،اونوقت افتاد رو صورت تو که داشتی از بازارچه میومدی بیرون!! من بی تقصیرم[خنده]

سعید

[خنده]

arash

P: