KJI

چند وقت قبل یک فیلم مستند از National Geographic دیدم که راجع به یه چشم پزشک نپالی بود. این پزشک که علاقمند به کارهای خیریه بود به همراه یه تیم پزشکی تونسته بود مجوز حضور چندروزه در کره شمالی برای درمان بیماران رو بگیره مشروط بر اینکه به فیلمی از اون کشور نگرفته و به بیرون منتقل کنن. خب به طور کاملا طبیعی اونا تصمیم گرفتن که فیلم بگیرن از تمام مراحل کارشون و به خارج از اون کشور منتقل کنن!

تیم چشم پزشکی در مدت کمی که اونجا بود تقریبا شبانه روز مشغول عمل چشم بود تا بتونه بیشترین تعداد بیماری که از یک عمل ساده چشم محروم بودن رو درمان کنه. پس از انجام عمل ها نوبت به مراسم باز کردن چشم بیماران عمل شده بود. همه بیماران توی یک سالن جمع شده بودن و تک تک می رفتن مقابل عکس دیکتاتور کیم جونگ ایل (Kim Jung Il) می ایستادن تا وقتی بیناییشون رو بدست میارن اولین چیزی که چشمشون به جمالش روشن می شه کله کچل جناب دیکتاتور باشه. با اینکه مطمئنا ترس یکی از دلایل اصلی بود که اونا رو وادار می کرد اینطور رفتار کنن وقتی توی رفتارشون دقیق می شدی می دیدی که بخشی از اون واقعا از درونشونه و ربطی به ظاهرسازی نداره. اینکه انقد جلوی اون عکس بالا و پایین می پریدن و بال بال می زدن...

چیزی که دیدن اون فیلم رو برای من بیش از همه ترسناک کرده بود این بود که چطور یه آدم می تونه روح و جان میلیونها نفر رو بقدری شستشو بده که اونا تمام عمرشون اینطور فکر کنن که آب و غذایی که می خورن و هوایی که نفس می کشن و جسمی که دارن همه رو مدیون یه دیکتاتور کثیف هستن. و البته چند روز قبل رسانه ها خبری رو مخابره کردن که قلب میلیونها و شاید میلیاردها آدمو خوشحال کرد: Kim Jung Il به درک واصل شد! آقا اصلا به نظر من اگه صد تا کتاب راجع به اثبات قیامت بخونی به اندازه همین جمله آدمو متقاعد نمی کنه که قیامتی در کاره. آخه چطوری می شه این نظام هستی یه آدمی که زندگی و ذهن میلیونها نفرو فاسد کرده رو به راحتی بذاره بمیره و بعدشم هیچی به هیچی؟! بگذریم اگه منو ول کنن تا صبح به این مردک فحش می دم...

نکته دیگری که اگه شما هم فیلمو ببینید (و البته حتی اگه ده بیست درصد غلظتش رو کم کنید تا قدری غلو کردن National Geographic به سبک آمریکایی از بین بره) تصدیق می کنید اینه که تو دنیا دو جور دیکتاتور داریم:

نوع اول اونه که فقط می زنه تو سر مردم و می گیره و می بنده و می کشه و نمی ذاره مردم نطق بکشن. ولی نمی تونه روح مردم رو تسخیر کنه و به قول علما اونا رو مسخ کنه. مثلا شاید دیکتاتورهای تونس و مراکش از این جنس باشن.

نوع دوم اون دیکتاتورایی هستن که زیاد نیازی ندارن بزنن تو سر مردم چون همچین روح ملتشونو تسخیر کردن که اگه به ملتشون بگن بمیر همه همونجا قبض روح می شن. این رفیقمون از این نوع  دومه. یه مثال قدیمیتر از این نوع دوم دیکتاتورا جناب فرعونه که بر بنی اسرائیل حکومت کرد. فرعون هم انقدر روح ملتشو حقیر کرده بود و زیرپا له کرده بود که فقط یه کسی مثل موسی با شونصد تا معجزه لازم بود تا بتونه یه کاری کنه.

تازه بعد از شونصد تا معجزه و غرق کردن فرعون و باز کردن دریا و اژدها کردن عصا و غیره و ذلک وقتی به ملتش می گه بریم به سرزمین موعود و قرار می شه با ساکنان یک شهر (گویا اریحا در فلسطین فعلی) بجنگن، به موسی می گن ما همینجا نشسته ایم تو و خدایت بروید بجنگید و بعد یه میس کال بزنید تا ما هم بیاییم (رو که نیس!!!) اینطوری بود که خدا منوجه شد (نعوذبالله!) که اینا آدم بشو نیستن این بود که تصمیم گرفت 40 سال اونا رو در بیابان سرگردان کنه.

منقولست که دلیل این امر خداوند این بوده که فرعون چنان روحشون و احساس عزت نفسشونو از بین برده که امیدی به هدایتشون نیست و باید 40 سال بگذره تا یه نسل بمیرن و نسل بعدی که فرعون ندیده اند بیان و بتونن عین آدم زندگی کنن. ما نمی خوایم جای خدا بشینیم ولی اگه این رفیقمون همون بلایی که فرعون سر روح و جان بنی اسرائیل آورد سر ملتش آورده باشه (که من می گم آورده) به نظرم حالاحالاها امیدی نیست که ملت کره شمالی بزنن کاسه کوزه پسرک بیست و اندی ساله که جانشین پدر شده رو به هم برزین. تازه این بار که موسایی هم درکار نیست که براشون دریا بشکافه و عصا اژدها کنه (البته اگرم بود با این جلوه های ویژه هالیوود باید رقابت می کرد!).....

اما.... از هرچه بگذریم سخن فاینانس خوشتر است! از اونجایی که فاینانس در تمام عرصه های زندگی بشر امروز عرض اندام می کنه و نیز از باب حفظ انسجام موضوعی وبلاگ فخیمه به اطلاع سرمایه گذاران محترم می رسونیم که خبر به درک واصل شدن این آقا کیمی با استقبال گرمی در فاینانس مواجه شده! نه اینکه جماعت فاینانس خیلی به آزادگی بشر و سعادت انسان علاقمند باشن ها نه!

ماجرا از این قراره که در دهه 70 جناب دیکتاتور دستور فرمودن که از این به بعد بازپرداخت بدهی های خارجی کره شمالی به ای نحو کان حرام! به عبارت دیگه این کشور بهره و اصل پول افراد خارجی که اوراق قرضه این کشور رو خریده بودن پس نداد و به اصطلاح فاینانسی ها نکول (default) کرد. در سال 1997 یه بانک فرانسوی معروف به نام BNP تعداد زیادی از این وامها و اوراق رو بسته بندی کرد (یعنی همشونو یه کاسه کرد) و این اوراق هم اکنون با قیمت بسیار پایینی در بازارهای بین المللی معامله می شه. قیمت این اوراق در زمان حیات مرحوم ملعون کیم جونگ ایل حدود 13 تا 15 درصد قیمت اسمی اوراق بود. (مزید اطلاع، قیمت فعلی این اوراق در واقع منعکس کننده احتمال بازپرداخت اصل و سود پول اوراق هست وگرنه مالکان فعلی اوراق هیچ پولی از دولت کره شمالی دریافت نمی کنن) اما خبر مرگ ایشون قیمت اوراق رو به 14 تا 18 درصد افزایش داده! گویا کارشناسان تخمین زدن که اگر دیکتاتور کوچولو تصمیم بگیره حمافت پدر رو ادامه نده و برای صاف کردن روابطش با بقیه دنیا پول بدهکارا رو پس بده سودی بین 300 تا 600 درصد نصیب دارندگان اوراق می شه!!

نتیجه اخلاقی: اگر از دنیا رفتین و قیمت اوراق بهادار کشورتون افزایش پیدا کرد یعنی لکه ننگی بر دامن بشریت بودید!

 

/ 3 نظر / 70 بازدید
حامد بوستونی

نتیجه اخلاقی را بسی حال کردیم!

امیر س

جالبه، این مستند جزو اولین مستند هایی بود که من تو غربت دیدم. هنوز اون صحنه گریه و زاری جلوی تصویر قائد اعظم تو ذهنم هست.

امیر س

"Welcome to North Korea" is recommended too. i