یک ایرانی در بوستون

License

خوانندگان محترم لطف کنن یه صلوات جلیل ختم بفرمایند ... بنده بالاخره موفق به اخذ تصدیق ابوطیاره یا همون Driver's license شدم! خدمت شما که عرض کنم، این تصدیق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها که حالا ماجراشو عرض می کنم....

اندر احوالات شیخ علی بن محمدرضا بن یوسفعلی بن قربانعلی بن ابراهیم1 زید عزه و جل جلاله و قدس سره منقولست که حضرتش پس از سکنی گزیدن در بلاد ماساچووووست برآنشدی که تصدیق ابوطیاره ای اخذ کردی تا همی سوار بر مرکب به یونیورسیتی برفتی. در برج قوس (همون آذر یا دسامبر!) سنه 2011 میلادی عزم ادارات شهربانی بوستون کردی و در امتحان کتبی قبول شدندی و از فرط شعف نعره ای بزدی و از هوش برفتی و مریدان همی گرد وی بچرخیدندی که ای شیخ! تُرا چه میشود؟!....

خلاصه که اول باید امتحان کتبی بدی و اگه قبول شی می تونی به شرط حضور یک فرد بالای 21 سال و دارای گواهینامه بغل دستت رانندگی کنی که در این حالت می گن permit داری. بعدش باید امتحان عملی یا road test بدی و اگر قبول شدی یعنی غول مرحله آخرو  کشتی و می تونی پرنسس (بخوانید گواهینامه!) رو از زندان آزاد کنی و دوتایی بشینید پشت ماشین رو باز و یه آهنگ شیش و هشت و ....

اماااا... یا به قول آذریهای عزیز آماااا... برخلاف مملکت عزیزمون اینجا برای امتحان عملی خودت باید ماشین ببری. یکی از پیشنهادات من در جهت کمک به ملت مظلوم و ستمدیده آمریکا اینه که یک بخشی از اون پیکانایی که به کشور دوست و برادر سنگال صادر میشه رو اهدا کنن به آمریکا تا جوانان برومندی چون من برای امتحان رانندگی نیاز نباشه به زمین و زمان بزنن واسه جور کردن خودرو! حتی از منظر ایستیکبار جهانی (ج رو با نوک زبون تلفظ بفرمایین) هم به قضیه نگاه کنیم صادرات پیکان به آمریکا کلی مزیت داره از جمله اینکه تلفات جاده ای و آلودگی هوا و غیره و ذالک رو به جون این مملکت میندازه و همون بلایی که انگلیسها سر ما آوردن رو سر اینا میاره! خلاصه از ما گفتن...

ضمنا ماشین موردنظر باید ترمز دستیش در ناحیه وسط واقع شده باشه! این یکی دیگه تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشه! خیلی از ماشینای جدید ترمز دستی وسط ندارن و ما پس از کلی تلاش موفق شدیم بفهمیم که این همکلاسی آمریکاییمون یه هوندای قدیمی داره که بنده خدا هم مرام گذاشت و اومد واسه امتحان. خلاصه روز امتحان رفتیم و چشمتون روز بد نبینه این ممتحن محترم دست کمی از افسرای خوش اخلاق مملکت خودمون نداشت! البته ما مخلص صنف زحمتکش افسران هم هستیم ولی خداییش اوناییتون که امتحان رانندگی می گیرید اخلاق درست و درمون ندارید! خلاصه غلط نکنم هرچه بود اخلاق ایشان معلول ماوَقَعِ شب قبل بود (!) البته اینجا کمی مودب ترن و هی داد نمی زنن سرت که زود شروع کن! ولی اشتباه کنی همونجا میزنه تو برجکت... خلاصه چپ و راست از ما ایراد گرفت که چرا وقتی دور سه فرمون می زنی look over shoulder نمی کنی (یعنی برنمی گردی عقبو نیگا کنی) خلاصه 7-8 تا ایراد گرفت و کارنامه مونو داد به دست چپمون... شیطونه می گفت بهش بگم: سوسولللل اون چیزایی که تو توی کابوس می بینی بنده 20 سال تو خیابونای مملکت باهاش زندگی کردم!

خلاصه که رد شدیم و دیگه حوصله نکردیم دوباره بریم تا این چند روز اخیر که دوباره با این اخوی آمریکایی رفتیم واسه امتحان. کلی معطل شدیم تا نوبتمون بشه و گپ و گفتی هم از درس زدیم و کمی غیبت استادا رو کردیم و خندیدیم (یک نمونه از تفریحات سالم دانشجویان دکترا!) البته یک کشف جدید هم به عمل اومد و اون اینکه این رفیق ما با پدر و مادرش چند سالی رو در اروپا بودن. حالا بگو چرا؟! چون بابای حضرت آقا در ارتش آمریکا بوده مامانشم در پنتاگن کار می کرده (یا حضرت عباس!!!) از باب تقریب ذهن عرض می کنم که فرض کنید ایران بشه آمریکا بعد این آمریکایی ها هی اپلای کننوسر و دست بشکنن واسه دانشگاه شریف و الزهرا و علامه و واحد علوم تحقیقات و امام صادق و ... بعد مثلا یکی از پسران فرماندهان سپاه که در دانشگاه امام صادق  مشغول به تحصیله (یعنی مثلا این رفیق ما) با یه پسر آمریکایی (یعنی مثلا من!) برن دیزی بخورن و امتحان رانندگی بدن... خلاصه که امتحان دادیم و با هزار سلام و صلوات و نذر و نذورات حاج خانوم قبول شدیم و کارنامه رو دادن به دست راستمون (البته اون کارای بعد از کشتن غول مرحله آخرو گذاشتیم دوستان مجرد انجام بدن!)

بد نیست چند کلمه ای هم راجع به سیستم رانندگی این خرابشده ای که ما هستیم بنویسم چون برخی نکات آموزنده هم داره. اولا کلا تعداد تابلوهای کنار خیابون چندین برابر تعداد تابلو در مملکت عزیزمونه که گاهی جاده می پیچه و تابلویی درکار نیست و شما نمی پیچید و ... اینجا باشه هر ده متر یه بار تابلو داره که: دوست عزیز جاده داره میپچه! ده متر جلوتر: هوووی مگه با تو نیستم می گم جاده داره میپیچه! بازم جلوتر: مردک دیوانه اگه جون خودتو دوس نداری به فکر پشت سری باش راهنماتو بزن! و بعد از اون اگه جاه بپیچه و تو نپیچی و بری توی باقا*** احتمالا یه تابلوی دیگه هست که: حیف نان! چارپا هم میخواد بپیچه گوششو یه تکون میده...

اندر نکات جالب دیگه اینه که اینجا خیلی وقتا جریمه ها رو روی تابلوها می نویسن. مثلا توی اتوبوس نوشته اگه به راننده توهین کنی بر اساس قانون ایالتی x و قانون فدرال y تا یک سال زندان و z دلار جریمه نقدی. یا اگه پی پی سگتو از پیاده رو جمع نکنی 100 دلار جریمه... خلاصه خیلی جاها از جمله رانندگی هم جریمه ها رو می نویسن تا مغز اقتصادی آدمو روشن کنن و از وقوع جرم جلوگیری. سیستم جریمه کردن هم خیلی باحاله به نظر من و خوشبختانه اخیرا گویا در مملکت خودمون هم دارن به این سمت پیش میرن که از تعلیق گواهینامه و غیره و ذالک هم استفاده کنن. مثلا اینجا برای رانندگی بعد از مصرف الکل جرایم به این صورته:

بار اول: 1 سال تعلیق گواهینامه و 500-5000 دلار جریمه (با دلار 3500 تومن حساب کنید تا پشت گوشتون سرخ شه!) و تا 2.5 سال زندان (نکته فنیش اینه که شما اگه قراره تا دو و نیم سال تو زندان باشید چطوری بعد یک سال گواهینامه تون از تعلیق درمیاد؟!) ضمنا دادگاه ممکنه بفرستت کلاسای ترک اعتیاد الکل

بار دوم: 2 سال تعلیق و 600-10000 دلار و بین 30 روز تا 2.5 سال زندان

بار سوم: 8 سال تعلیق و 1000-15000 دلار و بین 150 روز تا 5 سال زندان

بار چهارم: 10 سال و 1500-25000 دلار و بین 1 تا 5 سال زندان

بار پنجم: عمرا دیگه نمیذارن پشت فرمون بشینی! 2 تا 5 سال هم میری آب خنک میخوری و ماشینتم باید بفروشی تا 2000 تا 50000 دلار جریمه بدی.

به علاوه، اگر بیش از دو بار در حال مست و خرابات رانندگی کنی یه ماسماسک به نام Ignition Interlock Device می بندن روی سوئیچ ماشین که هروقت می خوای ماشین رو روشن کنی باید توش فوت کنی و اگر آنالیز بازدم شما بگه که الکل مصرف نکردی ماشین روشن میشه وگرنه باید پیاده روی کنی!

تازه این قوانین برای افراد زیر 21 سال در ایالت ما خیلی سخت گیرانه ست و به قول خودشون zero tolerance دارن چون مصرف الکل برای افراد زیر 21 سال از بیخ ممنوع می باشد.

یه قانون دیگر هم اینه که اگه بطری زهرماری توی ماشین درش باز باشه چه دست راننده باشه چه دست کس دیگه و چه نوشیده باشی چه کوفت نکرده باشی بین 100 تا 500 دلار جریمه داره و اگه زیر 21 سال باشی که دستگیر میشی و باید با گواهینامه ات هم بای بای کنی.

جالبه که علیرغم همه این قوانین سختگیرانه یک سوم مرگ و میر ناشی از تصادفات مربوط به رانندگی تحت تأثیر الکله یعنی سالانه 10000 نفر تلفات تصادفات ناشی از مصرف الکل و خسارت تخمین زده شده هم سالانه حدود 50 میلیارد دلاره (قابل شما رو نداره، میشه حدود نصف درآمد نفتی مملکت ما در سالهای پرپولی!)

عرض شود که... یه صلوات دیگه هم ختم بفرمایین!

----------------------------------

(1) بچه که بودیم پز می دادیم که این فامیلی ما حتما به خاطر این ابراهیم نژاده که از نوادگان حضرت ابراهیم هستیم بعدها کاشف به عمل اومد که این نام خانوادگی ما گویا از اسم همین پدرِ پدرجدِ پدرِ گرامیمون جناب ابراهیم نژادِ بزرگ گرفته شده!

نویسنده : ِعلی ابراهیم نژاد : ٤:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱
Comments نظرات () لینک دائم