یک ایرانی در بوستون

Chin Theory

عطف به وعده داده شده در پست قبلی و همچنین با توجه به اینکه از اقصا نقاط کشور خبر می رسه بدلیل اینکه شور انتخاباتی داره همینطور غل غل می کنه و در یک اتفاق نادر ساعت رای گیری به دلیل همین مسئله تمدید شده و باز در یک اتفاق نادر دیگه در برخی حوزه ها برگه رای تموم شده، و از باب اینکه ما هم نقشی در راستای افزایش مشارکت حداکثری ایفا نموده باشیم این پست رو در خصوص انتخابات می نویسم. البت بماند که اگر بعد از خوندن این پست تصمیمتون عوض شد تقصیری بر این وبلاگ نیست...

یکی از موضوعاتی که محققین حوزه های مختلف مثل روانشناسی و علوم سیاسی روش کار کردن اینه که مردم چطور تصمیم می گیرن در انتخابات به کدوم کاندیدا رای بدن. اگر بخوایم بر اساس فلسفه وجود انتخابات و کلا دموکراسی نگاه کنیم احتمالا جواب اینه که مردم به درستی می تونن تشخیص بدن کدوم کاندیدا بعد از انتخاب شدن بهتر خواسته های اونا رو برآورده می کنه و به خاطر همین بهش رای می دن. اما اون چیزی که تحقیقات نشون می ده اینه که تنها این عامل نیست که می تونه تعیین کننده باشه بلکه عوامل مختلف (و عمدتا بیربط) دیگری هم در این قضیه نقش دارن که بخش عمده ای از اونا به تأثیر عوامل محیطی به رای دادن و همینطور به حس ما نسبت به یه کاندیدا ربط دارن.

مثلا یکی از چیزهایی که مطالعات نشون می دن نقش چونه در میزان رای آوردن یه کاندیدا هست که من دوست دارم اسمشو بذارم تئوری چونه (Chin Theory). تئوری چونه می گه اگر چونه یک کاندیدا کشیده و به اصطلاح تیز باشه احتمال رأی آوردنش بیشتر از داشتن چونه گرد هست! به عنوان مثال در یکی از مطالعات انجام شده در دانشگاه Princeton به شرکت کنندگان در یک آزمایش تصاویر افراد مختلف رو برای مدت بسیار کوتاه (مثلا ثانیه) نشون دادن و بعد از اونا خواستن که به چهره ها بر اساس میزان دوست داشتنی بودن و همینطور میزان توانمندی فرد مربوطه نمره بدن. اولا نمرات داده شده به هر چهره از طرف شرکت کنندگان مختلف تا حد خوبی به هم نزدیک بودن یعنی اکثر شرکت کنندگان بر سر میزان دوست داشتنی بودن یا توانمند بودن یک فرد نظر نزدیکی داشتن و ثانیا تصویر افرادی که نشون داده شده بود کسانی بودن که قبلا در انتخابات مختلف کاندیدا شده بودن (ولی طوری انتخاب شده بودن که شرکت کنندگان اونا رو نمی شناختن). جالبه که نمره ای که افراد به چهره های مختلف از نظر توانمندی داده بودن تا حد بالایی منطبق با نتایج انتخابات بود. به این معنا که افرادی که نمره توانمندی بالایی داشتن در انتخابات موفق شده بودن. نکته جالب اینکه میزان دوست داشتنی بودن چهره فرد با نتایج انتخابات ارتباطی نداشت. مشابه این مطالعه در کشورهای مختلف مثل فنلاند, انگلیس، مکزیک، آلمان، و استرالیا هم انجام شده و نتایج مشابهی به دست اومده. 

روانشناسی که اولین بار این مطالعه رو در princeton انجام داد همچنین نشون می ده که افراد چهره های مختلف رو عمدتا با دو معیار قدرت و قابل اعتماد بودن قضاوت می کنن و چهره های توانمند رو افراد عمدتا از طریق داشتن چونه کشیده و یه لبخند ملایم (که نشان دهنده اعتماد به نفس باشه، از همون لبخندای گوشه لبی!) تشخیص می دن. روانشناسان دلیل این پدیده رو به غرایز اولیه انسانی (مثل تلاش برای بقا و گریز از خطر) مربوط می دونن و مدعی هستن که افراد به صورت غریزی و به کمک همین قواعد سرانگشتی قادرن نسبت به افراد با چهره های مختلف قضاوت سریعی داشته باشن و فورا تشخیص بدن که زمانی که با یه چهره جدید روبرو شدن آیا این چهره یک چهره قابل اعتماد هست یا می تونه نشون دهنده یه فرد خطرناک باشه.

خود ما هم در عمل تا حدی این رو تجربه می کنیم که با دیدن یک فرد در همون نگاه اول حسی از میزان قابل اعتماد بودنش و دوست داشتنی بودنش پیدا می کنیم بدون اینکه حتی یک کلمه راجع به اون فرد اطلاعات داشته باشیم. چیزی که بهش First impression یا همون حس اولیه گفته می شه. یه مطالعه دیگه در همین راستا نشون می ده که تأثیر چهره کاندیدا بر نحوه رای دادن در میان رای دهندگانی که تلویزیون زیاد تماشا می کنن سه برابر سایرین هست.

یکی دیگه از فاکتورهایی که در نحوه رای دادن مردم تأثیرگذار هست فضای حوزه رآی گیری هست. مثلا در یک مطالعه بر روی انتخابات محلی در ایالت Arizona آمریکا نشون داده شده که افرادی که در مدارس رای دادن (یعنی پایگاه رای گیری در داخل مدرسه واقع بوده) نسبت به رای دهندگان دیگر که در همون نزدیکی ولی در یه فضای دیگه رای دادن ، رای بالاتری به کاندیداهای حمایت کننده از افزایش بودجه مدارس دادن. در یک مطالعه مشابه نشون داده شده که افرادی که در حین رای دادن بطور غیرمحسوس در معرض عکس های مدرسه و دانش آموزان قرار گرفتن رای بالاتری به کاندیداهای حمایت کننده از افزایش بودجه مدارس دادن و این میزان اختلاف رای حتی از میزان اختلاف رای والدین دارای بچه مدرسه ای نسبت به سایرین هم بیشتر بوده. به عبارت دیگه سیستم شهودی ما (یا همون سیستم شماره 1 در پست قبلی) ناخودآگاه با دیدن تصویر مدارس، در نحوه رأی دهی افراد تأثیر می ذاره. (پس اگر یک دولت مذهبی در کشوری مثل ایران دوست داشته باشه رای بیشتری بیاره شاید بهتره بیشتر حوزه های رای گیری در مساجد باشه و بالعکس اگر یک دولت نه چندان مذهبی می خواد رای بیشتری بیاره رای گیری در مسجد ایده مناسبی نیست!)

اگر از این نتایج تعجب می کنید کافیه برگردید به عقب و انتخابات دولت ششم (همون دوم خرداد معروف) رو به یاد بیارید و فکر کنید چند نفر رو یادتون میاد که رأیشون بر اساس سید بودن و خوش تیپ و لباس بودن به صندوق ریخته شد. (این اثر رو می شه در انتخابات بعد هم یافت ولی از باب حفظ وبلاگ و صاحبش ادامه مطلب به خواننده هوشمند واگذار می شه!) در اینجا هم وضعیت اگر خرابتر از مملکت خودمون نباشه بهتر نیست بنابراین فکر نکنید ملت در آمریکا بر اساس معیارهای بسیار پیچیده تصمیم می گیرن! الان حزب جمهوریخواه چند ماهی هست که مشغول برگزاری انتخابات حزبی در ایالت های مختلف هستن. یعنی چند کاندیدای بالقوه از حزب جمهوریخواه الان مشغول رقابت انتخاباتی هستن و بعد در ایالت های مختلف رای گیری می کنن تا به تدریج کاندیداهای محبوب تر بمونن و بقیه حذف بشن و نهایتا محبوب ترین کاندیدا به جنگ اوباما بره. در این مدت نکات جالبی رو میشد راجع به فرهنگ آمریکایی و فضای سیاسی اینجا یاد گرفت.تا بحال تعدادی از این کاندیداها حذف شدن و الان فقط چهار نفر باقی موندن.

اولا همونطور که گفتم بخش قابل توجهی از مردم اینجا هم مثل مملکت خودمون بصورت کیلویی رای می دن و معیارهای بعضا مسخره دارن. مثلا چند هفته قبل  فاش شده بود (!) که یکی از کاندیداها به نام Mitt Romney که فعلا محبوبترین هست در سفری که با خانواده داشتن سگ محترم خونواده رو توی یه جعبه روی سقف ماشین بسته بودن!!! بعد از این خبر عده ای از دوستداران حیوانات دست به تظاهرات زدن و به همراه سگ هاشون پلاکاردهایی با شعارهای ضد این کاندیدا سر دادن! جناب Romney هم در مصاحبه شون قویا تأکید کرده بودن که سگ محترم خیلی دوست داره اینکارو و با باد خوردن بالای ماشین خیلی حال می کنه و این امر به دستور خود حضرتشون بوده!1

نکته دیگه اینکه علیرغم اینکه اینجا کاندیداها خیلی شدید به هم انتقاد می کنن ولی متأسفانه باید گفت خیلی کمتر از کشور ما یه هم بی احترامی می کنن. یعنی با اینکه مناظره های خیلی داغی دارن، کاملا احترام همدیگه رو حفظ می کنن. البته اینجا هم شاهد "بگم بگم؟؟" بودیم: همین آقای Mitt Romney که فرماندار ایالت Massachusetts یعنی همین ایالت ما هست جزو طبقه پولدار آمریکاست و بقیه کاندیداها خیلی علاقمند به فاش کردن میزان ثروت ایشون بودن تا از محبوبیتش کاسته شه و خلاصه اینکه "بگم بگم" یک پدیده جهانشمول هستش.

یه مسئله جالب دیگه اینکه این آقای Mitt Romeny که فعلا شانس اول کاندیداتوری جمهوریخواهان هست، در شرایطی محبوبترین هست که اوضاع اقتصادی آمریکا هنوز خرابه و ایشون یک میلیاردر به تمام معناست. یعنی با اینکه اقتصاد در شرایطی هست که مردم کمترین تحمل رو برای دیدن آدمای پولدار دارن، ایشون هنوز محبوبترین کاندیداست که به نظرم نشونه خیلی خوبی از میزان پذیرفته شده بودن اختلاف طبقاتی در جامعه آمریکاست. برخلاف کشور ما که مردم خیلی علاقمند به داشتن یه رئیس جمهور با وضعیت مالی متوسط یا پایینتر از متوسط هستن و این بهشون احساس بهتری راجع به عادلانه بودن سیستم اجتماعی می ده. ولی اینجا بخش بزرگی از مردم معتقدن عدالت یعنی اینکه هرکسی استعداد بیشتری داره و تلاش بیشتری کرده باید بیشتر گیرش بیاد و عدالت و مساوات رو باهم یکی نمی دونن.

البته این رو هم باید اضافه کرد که آقای Mitt Romney که جرأت می کنه با ثروت میلیارددلاری سرش رو بالا بگیره دلیلش اینه که یه کارآفرین موفق بوده و ثروتش رو از این راه به دست آورده. افراد مدیریت خونده شرکت مشاوره مدیریت Bain & Company و شرکت Boston Consulting Group رو می شناسن که هردوشون از بزرگترین شرکت های مشاوره مدیریت دنیا هستن. این آقای Romney که فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارده قبلا در این دو شرکت که هردوشون در بوستون واقع هستن کار می کرده و جزو مدیران ارشد بوده (و خب این بعنی حقوق میلیون دلاری) و بعد با چند نفر دیگه تصمیم می گیرن یه شرکت مالی به نام Bain Capital که اون هم در بوستون هست و در زمینه private equity فعالیت می کنه رو تأسیس کنن. موفقیت چشمگیر این شرکت منجر به ثروت نجومی آقای Romeny شده.

نکته آخر هم اینکه چونه آقای Romney هم بدجوری تیزه و از نظر چونه در بین چهار کاندیدای جمهوریخواه بهترین شانس رو داره. حالا باید ببینیم در جنگ چونه بین اوباما و Romeny تئوری چونه چه نتیجه ای رو پیش بینی می کنه و چقدر با نتایج انتخابات مطابقت خواهد داشت.

از انتخابات مجلس که گذشت ولی اگر در بین خوانندگان این وبلاگ کسی قصد کاندید شدن در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 رو داره توصیه می کنم پولای عیدی امسالشو جمع کنه و باهاش جراحی چونه کنه....

1- برای تغییر مزاج عبارت Romney dog on the roof رو در قسمت Images گوگل جستجو کنید

نویسنده : ِعلی ابراهیم نژاد : ٢:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم