یک ایرانی در بوستون

Banking Scandal

چند هفته قبل یه مطلبی در رابطه با رسوایی بانکی اخیر در ایران در ماهنامه الکترونیکی دپارتمان مدیریت مجتمع فنی ایران نوشتم که از اینجا هم قابل دسترسه. سعی کردم  به جای نگاه سیاسی یه کم مدیریتی تر و با مقایسه با تجربیات اینور بررسی کنم:

چند روز قبل در روزنامه ای خواندم که آقای موریس گرین برگ (Maurice R. Greenberg) 86 ساله، مدیرعامل پیشین شرکت AIG، اعتراض شدید خود را نسبت به اقدام بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) نسبت به خرید بخش عمده سهام این شرکت با هدف کمک مالی در خلال بحران مالی سال 2008 میلادی ابراز و شکایتی علیه آن به دادگاه تسلیم نموده است. این حادثه و شباهت زیاد آن به رفتار یکی از مدیران بانک های درگیر در اختلاس بزرگ بانکی اخیر در ایران، مرا بر آن داشت تا مختصری دراین باره بنوسیم.

این مدیر محترم نیز که از بانک تحت مدیریت او به عنوان اصلی ترین بانک دخیل در اختلاس سه هزار میلیاردی یاد می کند، چندی پیش طی چند نامه اعتراضی و سرگشاده، بانک مرکزی ایران را مقصر وقوع این اختلاس دانست و خود را از تمامی اتهامات مبرا کرد.

سه سال پیش طی یک دوره آموزشی در نیویورک با شخصی آشنا شدم که پیشتر از مدیران میانی شرکت AIG و پیش از آن نیز در شرکت جنرال الکتریک بود. او در طول صحبت های خود دو پیشامد نسبتا مشابه را که در زمان خدمت او در این دوشرکت رخ داده بود، بیان کرد که بازگویی آن ها در این جا به طور خلاصه خالی از لطف نیست.

شرکت AIG یکی از بزرگ ترین شرکت های بیمه جهان است که در طول بحران مالی اخیر به دلیل فعالیت گسترده در بازار ابزارهای مالی دچار بحران شدیدی شد. اهمیت این شرکت در ثبات نظام مالی آمریکا به اندازه ای بود که فدرال رزرو آمریکا برای نجات این شرکت نسبت به ارایه مبلغی در حدود 140 میلیارد دلار به عنوان کمک مالی اقدام کرد و به این ترتیب هم اکنون پس از گذشت 3 سال 80% سهام این شرکت را در تملک خود دارد.

آقای گرین برگ به عنوان یکی از سهامداران بزرگ شرکت معتقد است فدرال رزرو آمریکا با کمک به این شرکت و تملک آن، حقوق سهامداران آن را پایمال کرده و مدعی 25 میلیارد دلار جریمه شده است.

آقای گرین برگ تقریبا 40 سال مدیر عامل شرکت AIG بود و توانست در طول دوران مدیریت خود عملکرد چشم گیری بر جای گذارد. به گونه ای که ارزش شرکت در ابتدای مدیریت او در سال 1968 از 300 میلیون دلار به بیش از 158 میلیارد دلار در پایان مدیریت وی در سال 2005 رسید. اگرچه وی سال ها به عنوان یکی از مدیران افسانه ای آمریکا شناخته می شد، به تدریج مشخص شد که مجموعه تحت مدیریت او دراقدامات غیرقانونی و دستکاری حساب های مالی دست داشته اند. به عنوان مثال یکی از کارکنان شرکت توانسته بود با دستکاری دفاتر مالی شرکت و فریب دادن بازرسان دولتی ده ها میلیون دلار حق بیمه ساختگی به حساب های شرکت وارد نماید. بعدها مشخص شد که آقای گرین برگ کاملا در جریان این امر بوده است.

به عنوان نمونه می توان به ماجرایی دیگر اشاره کرد. در سال 1972 آقای گرین برگ یکی از مدیران ایرانی-آمریکایی خود به نام آقای شعبانی را راهی ایران کرد تا دولت شاه را متقاعد سازد که به AIG اجازه دهد تا به عنوان اولین شرکت بیمه خارجی در ایران فعالیت کند. پس از آن که وی از سفر خود دست خالی بازگشت، توسط گرین برگ توبیخ و مجبور شد مجددا به ایران برگردد. او پس از یک سال و نیم تلاش و لابی کردن با وزیر دارایی وقت، قانونی به تصویب رساند که به شرکت های بیمه خارجی اجازه فعالیت در ایران را می داد.

پس از پیروزی انقلاب و دستگیری شعبانی، گرین برگ حدود 1 میلیون دلار هزینه کرد تا او را به صورت غیرقانونی از ایران خارج کند. اقدامات غیرقانونی گرین برگ ادامه یافت تا سرانجام در سال 2003 توسط سازمان بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) متهم به موارد متعددی از قانون شکنی، فرار مالیاتی و دفترسازی شد و مبلغی معادل سه هزار میلیارد تومان (!) جریمه به شرکت تحمیل کرد. وی سرانجام در سال 2005 از شرکت استعفا داد، اما فرهنگ مبتنی بر کسب سودآوری به هر قیمت که وی در شرکت نهادینه کرده بود، سرانجام سه سال بعد گریبانگیر شرکت شد، به گونه ای که این شرکت در سه ماهه آخر سال 2008 میلادی 62 میلیارد دلار زیان داد که بزرگ ترین زیان اعلام شده توسط یک شرکت در تاریخ لقب گرفت. گرین برگ اما همچنان مغرورانه معتقد است که شرکت فدرال رزرو مقصر اصلی زیان تحمیل شده به سهامداران این شرکت است و 25 میلیارد دلار غرامت می خواهد!

در نقطه مقابل، شرکت جنرال الکتریک (GE) و مدیرعامل افسانه ای آن جک ولش (Jack Welch) قرار دارد. در سال 1985 دولت آمریکا این شرکت و برخی از مدیران میانی آن را به ثبت ساعات کار بیش از واقعیت در قراردادهای تجهیزات نظامی برای دولت آمریکا متهم کرد. این پیشامد، نظر به اینکه GE یکی از بزرگترین تأمین کنندگان تجهیزات نظامی دولت آمریکا است، از اهمیت خاصی برخوردار بود. درعین حال شرکت در این زمینه عملکرد بسیار موفقی داشت، به گونه ای که از 37731 شکایتی که وزارت دفاع آمریکا در طی شش سال از تأمین کنندگان و کارکنان خود نموده بود، تنها در سه مورد GE مقصر شناخته شد. با توجه به این که کارکنان شرکت مرتکب این جرم شده بودند، GE نیز مسئول ماجرا شناخته شد. در پی این رخداد، فرمانده نیروی هوایی وقت آمریکا شرکت را از فروش هرگونه کالا یا خدمات به هر سازمان یا ارگان دولتی محروم کرد. این در شرایطی بود که میزان زیان تحمیل شده ناشی از این اختلاس به دولت ، تنها 800 هزار دلار بود.

در چنین شرایطی، مدیرعامل شرکت جک ولش به جای تلاش برای مواجهه با اتهام و دفاع از شرکت، اعلام کرد که شرکت قصد دارد تا در کنار دولت به کلیه موارد وابسته به این موضوع رسیدگی کامل نماید. سه هفته پس از محکومیت جنرال الکتریک، جک ولش با فرمانده کل نیروی هوایی تماس گرفت و اعلام کرد که شخصا مسوولیت پیگیری ماجرا را برعهده گرفته است و به وی گزارش پیشرفت آن را به صورت ماهانه ارایه خواهد داد. او سپس به بازمهندسی تمام ساختار تطابق با مقررات (Compliance) در داخل شرکت اقدام نمود. به این ترتیب توانست تا سال ها پس از آن رویداد، شرکت را در مقابل رخدادهای مشابه بیمه کند. همچنین مقرر شد که از آن پس هرگونه خلاف کاری بیش از بیست و پنج هزار دلار در داخل شرکت باید مستقیما به دولت آمریکا گزارش شود. او همچنین "تست آینه" را برای تمامی مدیرانش الزامی  کرد. به گفته او تک تک مدیران به جای نوشتن آیین نامه ها و قوانین پرطمطراق باید هر روز قبل از حاضر شدن در محل کار، مقابل آینه بایستند و از خود بپرسند: "آیا می توانم به کارهایی که انجام می دهم افتخار کنم؟" با چنین رویکردی، جک ولش توانست پیش از بازنشستگی خود ارزش شرکت جنرال الکتریک را از 14 میلیارد دلار (در 1981) به بیش از 410 میلیارد دلار در سال 2004 افزایش دهد، که در آن زمان لقب بزرگ ترین شرکت جهان را از آن خود نمود.

شرکت های بزرگ همگی از نظر وقوع موارد خلاف قانون مشابه اند، آن چه وجه تمایز میان آن ها می شود، نحوه برخورد مدیران ارشد با این وقایع است. چه در ایران کسب و کاری را مدیریت کنید چه در آمریکا، قانون های طبیعت همه جا یکسان است: دو رویکرد متفاوت، یکی فرار از قانون و مقصر دانستن سایرین و دیگری پذیرش خطا و سعی در جبران آن، فاصله میان بزرگترین ضرر تاریخ کسب و کار توسط AIG و تبدیل شدن به بزرگترین شرکت جهان توسط GE است. باشد که عبرت بگیریم...

نویسنده : ِعلی ابراهیم نژاد : ٥:٠۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠
Comments نظرات () لینک دائم