یک ایرانی در بوستون

History of Investment Banking 1

می خوام کمی راجع به تاریخچه و تکامل investment bank (اگه اشتباه نکنم بانک سرمایه گذاری یا تأمین سرمایه) بنویسم. البته خیلی مختصر راجع به تاریخچه بانکداری می گم چون هر دو در یک امتداد هستن.

اولین قدمهای ایجاد بانکداری رو ایتالیایی ها برداشتن که در اوایل قرن 12 میلادی در ونیز، فلورانس و یکی دو جای دیگه ایجاد شد. منتها تا اواخر قرون وسطی و رنسانس خیلی پیشرفت قابل ذکری در این روند به چشم نمی خوره که عمدتاً به دلیل انتقاد و بدگویی های کلیسا از پول بوده. بعد از ایتالیایی ها اسپانیایی ها و پرتغالی ها پیشرو بودن و بعد هم در قرن هفدهم آمستردام عزیز می شه مرکز صنعت مالی اروپا (گویا اون موقع آمستردام به خاطر صنعت مالیش مشهور بوده نه صنایع دیگه ش!). در سال 1611 بورس اوراق بهادار آمستردام (Amsterdam Stock Exchange) راه اندازی می شه که در اون option و future معامله می شده (این رو مقایسه کنید با ما که اگه اشتباه نکنم اخیراً قرار شده option و future رو هم وارد بازارمون کنیم) منتها در قرن 18 و 19 و بخصوص بعد از شکست ناپلئون لندن می شه مرکز فاینانس اروپا و دنیا. بعدها هم با رشد اقتصادی چشمگیر امریکا نیویورک به تدریج جای لندن رو گرفت.

اما خود investment banking یواش یواش در اواخر قرن 18 ظهور می کنه که البته به شکل خیلی ابتدایی بوده، به این معنا که معمولاً به صورت انتشار اوراق و صرفاً برای تأمین مالی پروژه های دولتها بوده. پیشروترین ها در این زمینه بانکهای Rothschilds و Baring Brothers بودن. نکته قابل توجه اینکه نطفه investment bank ها از همون اول با networking و لابی کردن عجین شده بوده که دلیل اصلیش هم این بوده که باید از یک طرف یک شبکه از افراد و خانواده های ثروتمند رو می داشتن و از طرف دیگه روابط حسنه ای رو با پادشاهان برقرار می کردن که مشتری اصلیشون بودن (نکته جالبتر اینه که در کشور ما هم این مسئله با ظرافت رعایت شده. توضیح بیشتر رو از رفقای امام صادقی بخواید!)

برای اینکه یه حس بهتری از این قضیه پیدا کنید، Rothschilds متشکل از 5 برادر بوده که در فرانکفورت، لندن، پاریس، وین و ناپل دفتر و دستک داشتن و برای اینکه این دایره هرچه مستحکم تر بمونه به شدت به ازدواج های داخل فامیل پایبند بودن و کاملاً سعی در بسته نگه داشتن network خودشون داشتن (جالبه که این مورد هم تا حد خوبی در کشور عزیزمون اجرا شده!) همچنین چون می خواستن به صورت مستمر با همدیگه در ارتباط باشن از کبوتر نامه بر برای تبادل اطلاعات استفاده می کردن.

بانکهای خانوادگی دیگری هم در این مدت شکل گرفتن (مثل Lazards) که عمدتاً همه خدمات بانکی رو ارائه می دادن (اصطلاحاً Universal Banking داشتن) و خیلی در فاینانس کردن رشد صنعت در طی انقلاب صنعتی اروپا موثر بودن.

بعد از شکست جناب ناپلئون لندن اهمیت خیلی زیادی در صنعت مالی پیدا کرد و به خصوص با توجه به اجازه تملک به خارجی ها و در مضیقه بودن یهودیان در اروپای قاره ای، خیلی از بانکها به اونجا جذب شدن (از جمله Rotherchilds). با رشد چشمگیر امریکا در قرن 19 اکثر بانکهای بزرگ اقدام به تأسیس دفتر در امریکا کردن تا بتونن پروژه های اونجا رو هم فاینانس کنن. در همین گیر و دار هم دو نفر امریکایی اقدام به تأسیس House of Morgan کردن که تا اواخر قرن 19 حسابی خودش رو در لندن جا انداخته بود و به تدریج جای بقیه رو می گرفت. ابتدا فیلادلفیا و بعد به تدریج نیویورک در امریکا به عنوان مراکز مالی قدرت گرفتن و حدودای 1850 بود که کلمه Wall Street متولد شد. در 1861 House of Morgan دفتر نیویورکش رو تأسیس کرد که توسط جناب John Pierpont Morgan (یا همون JP Morgan امروزی) جوان 24 ساله و خلف صالح پدر بزرگش، موسس House of Morgan اداره می شد. این جناب J.P Morgan مهمترین فردیه که در تاریخ بانکداری امریکا ظهور کرده و شخصیت کاریزماتیکش بعدها خیلی ماجرا آفرین می شه.

در همون گیر و دار یعنی نیمه دوم قرن 19 نطفه خیلی از بانکهای دیگه امریکایی هم بسته شد که مرحوم Lehman Brothers از اون جمله هست. تا 1900 امریکا کاملاً انگلیس رو از نظر اقتصادی لوله کرده بود و همین چشم انداز رو به رشد، سرمایه گذاران تشنه رو به سمت این بازار بکر جذب می کرد. منتها نکته اش اینه که اون موقع، دسترسی به اطلاعات به روز و قابل اطمینان کار راحتی نبوده و از همین جا بوده که invetment bank ها به شدت قدرتمند می شن. این قدرت به قدری زیاد بوده که این بانکها ( علی الخصوص Morgan) در مقابل دولت کاملاً از موضع قدرت بودن و استیلای چشمگیری داشتن.

در مورد حکمرانی جناب J.P Morgan عزیز هم همین بس که ایشون یک سوم خطوط راه آهن آمریکا زیر دستش بوده و این در زمانیه که 60% بورس نیویورک رو اوراق مربوط به راه آهن تشکیل می داده. ایشون همچنین علاقه وافری به همگرا کردن بازیگران هر صنعت داشته که این کار رو به طور کامل در صنعت راه آهن و همینطور فولاد انجام داده. (طبق آمار ایشون 70% صنعت فولاد رو هم در دستان مبارکشون داشتن!) ایشون در 1901 شرکت US Steel (اولین شرکت میلیارد دلاری امریکا در طول تاریخ) رو تأسیس می کنه و برای اینکه مبادا چیزی از قلم افتاده باشه در حمل و نقل شرکت IMM و در تجهیزات و ماشین آلات کشاورزی International Harvesterرو راه اندازی میکنه. در صنعت بانکداری هم ایشون سهام عمده در Chase و Citicorp داشته (البته اونموقع اسمشون فرق داشته ولی نمی دونم چی بوده). خلاصه اینکه این روش و منش ایشون در متمرکز کردن قدرت در صنایع مختلف (و کاهش تعداد بازیگران صنعت) انقدر شهرت پیدا می کنه که بعدها به این کار Morganization گفته می شده (کاریزما رو حال کنین!)

جناب Morgan تسلط فکری خیلی زیادی هم در Wall Street داشته و قواعد نانوشته ای رو در اونجا ایجاد کرده بوده از جمله اینکه هیچ بانکی حق رفتن به سراغ مشتریان بانک دیگه رو نداشته.

همونطور که قبلاً هم گفتم به دلیل اینکه سرمایه نقش خیلی کلیدی در توسعه اقتصادی داشته و کاملاً در انحصار این چند investment bank بوده، بانکها کاملاً دست بالا رو نسبت به دولت داشتن. بازم برای اینکه حس بهتری از این قضیه بهتون دست بده، اکثر بانکهای Wall Street اهتراز می کردن از اینکه اسمشون رو بالای headquarter بزنن، با این توجیه که این دون شأن ماست که دنبال مشتری باشیم و مشتری اگه کاری داره با ما بگرده ما رو پیدا کنه!! (کجایید که ببینید خلف ناخلفتون Lehman Brothers واسه 40-50 میلیارد حاضر بود توی متروی نیویورک ساز دهنی بزنه.....)

Morgan هم مشابه Rothchilds که قبلاً صحبتش شد چهار تا دفتر مهم در New York, Philadelphia, London, Paris داشته. از قراردادهای عمده Morgan در این مدت، دادن وام جنگی به دولت فرانسه، تأمین مالی شرکت AT&T نجات شرکت GE از ورشکستگی و بسی کارهای دیگه ست. کشتی معروف تایتانیک (که دوستان احتمالاً (!) اسم فیلمش به گوششون خورده) هم اندر کنترل شرکت حمل و نقل Morgan بوده.

اینا رو علی الحساب داشته باشید ان شاء الله ماجرای کله شدن جناب Morgan که در واقع شروع شکل گیری قوانین و مقررات بانکداری در امریکا هم هست رو دفعه بعد می نویسم....

 

 

نویسنده : ِعلی ابراهیم نژاد : ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸٧
Comments نظرات () لینک دائم